محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
348
خلد برين ( فارسى )
ضبط و تسخير درآورد . اما جغتاى بهادر كه از جملهء اوزبكان صاحب تهور بود در اين سال با سه هزار سوار كماندار ايجينپوش سراپا جوش و خروش به تاخت خراسان آمده بعد از نهب و غارت آن ولايت ، رايت مراجعت برافراشت . و چون خبر غارت و مراجعت وى به زين - الدين سلطان شاملو حاكم اسفرايين رسيد جمعى از ملازمان خود را به سركردگى محمود بيك نامى از نزديكان خود به دفع فتنهء جنود اوزبكيه روان نمود . فريقين در شش فرسخى اسفرايين به يكديگر رسيده آتش گير و دار را شعلهور ساختند و كشش و كوشش به حدى انجاميد كه از جيش محمود كه ششصد سوار بودند سيصد تن بىسر شدند و از لشكر اوزبك كه سه هزار نفر بودند هفتصد سر طريق سفر پيمودند . و چون علم شعاع پرچم خسرو انجم حشم روى به نهانخانهء مغرب نهاد فريقين به ميانجى تاريكى شب دست از گريبان يكديگر برداشته لشكر اوزبك راه بخارا و غازيان ظفر قرين طريق مراجعت از اسفرايين پيش گرفتند . گفتار در گير و دار زينش بهادر نابكار با زينل خان و چكر كه سلطان در دامغان و اخبار متنوعه كه تا حين توجه خاقان جنت مكان به صوب خراسان به دربار اقبال رسيد سبق ذكر يافت كه بعد از استيلاى عبيد خان بر استراباد ، زينل - خان رخت اقامت به فيروزكوه كشيده در آنجا روزگار مىگذرانيد تا در سنهء اربع و ثلاثين و تسع مائه زينش بهادر كه از قبل عبيد خان حاكم دامغان بود با جمعى از اوزبكان به فيروزكوه آمد . و به حسب اتفاق در آن اوان زينل خان به اتفاق چكر كه سلطان و مصطفى سلطان و جمعى از ملازمان به رسم شكار سوار شده در دشت و كهسار سيار بودند كه ناگاه زينش بهادر از راه تهور به ايشان رسيد و غازيان را